کینتسوگی

85 / 100

چیزهایی که هنر «کینتسوگی» به ما آموزش می دهد.

کینتسوگی هنری ژاپنی است که سفال‌ های شکسته شده را ترمیم می کند. تکه های شکسته شده با قطعه هایی از طلا دوباره به هم پیوند داده می شوند. فن باستانی کینتسوگی برای زندگی انسانی هم کاربرد دارد. کاربرد آن دعوت کردن شخص برای رویارویی با قطعات شکسته خودش است.

فنون باستانی برای ترمیم سفال، استعاره‌ ای است برای فرآیند شفا و درمان

همانطور که تکه های شکسته شده، با تکنیک هایی (کینتسوگی)، دوباره به یکدیگر جوش می خورند، انسان هم می تواند با قدم گذاشتن به دنیای درونی خودش، مداوا پیدا کند.

کینتسوگی.

یک تصویری توجه من را به خودش جلب کرد. خلاف عکس های دیگر، این عکس من را میخکوب کرده بود. معمای این عکس چه بود؟ چه چیزی در آن عکس بود که من را وادار به ایستادن می کرد؟

تصویر یک کوزه بود. از سفال ساخته و با رنگ سبزی گداخته شده بود. ارتفاع آن حدود 30 سانتی متر بود و خطوطی جذاب روی آن نقش بسته بود. اگر با دقت و از نزدیک می دیدی، خطوطی از شکستگی روی رنگ سبز کوزه نمایان بود. واضح بود که قبلا این کوزه شکسته و با زحمت بسیار تمام قطعات آن دوباره به حالت اول برگشته است.

کم کم متوجه شدم که این ترمیم کوزه های شکسته، یک مهارت باستانی ژاپنی به اسم “کینتسوگی” است. به جای دور انداختن سفال شکسته، قطعات خرد شده آن را با طلا بازسازی می کنند. درست خواندید، طلا! طلای به کار رفته در خطوط روی کوزه، زیبایی آن را دو چندان کرده بود.

اتعاره «شکستگی در عین زیبایی» در زندگی روزمره من و شما نیز وجود دارد.

زمانی که می‌ شکنیم چه بر سر احساساتمان می‌ آید؟ لحظاتی که می‌ آیند و می روند، و با طیفی از هیجانات مخلوط می شوند مثل: غم، شادی، درماندگی، ترس، نا امیدی و… . از این ها گذشته، در کنار طیف گوناگون هیجانات شخصی، ما توسط شکستگی های دنیای بیرون هم محاصره شده ایم: بحران های طبیعی، قتل و کشتار، تبعیض نژادی، سیل، آتش سوزی و… .

کینتسوگی

ما چطور در کشاکش شکستن ها می توانیم راه علاجی پیدا کنیم؟ این شکستن ها چه چیزی از ما می خواهند؟

در این مواقع، بهترین متحد خود را به یاد بیاوریم؛ یعنی حضور آرامش بخش تنفس هایمان. به هیجانات مختلفی که تجربه می کنیم، آگاه باشیم و در مقابل آن ها خودداری کنیم. کمک خواستن از یک دوست معتمد یا یک درمانگر؛ این همان کاری است که گاهی برای شکستن های درونی خود می کنیم.

گاهی به دنبال پیوندهای اجتماعی هستیم. در جستجوی معنایی تازه برای روزمره های بی معنی هستیم.

طلای زندگی ما هر قدم شفا بخشی است که به سمت رشد و تکامل بر می داریم. موافقم که گاهی این شکستن ها از توان و ظرفیت ما خارج می شود؛ اما این همان شاخص انسان بودن ماست و دعوتی است برای داشتن همدلی بیشتر. شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما خواست نهایی همه ما این است گوشه ای از جهان خود را التیام دهیم. هر قدم کوچکی که با اراده برای التیام این شکستن ها برمی داریم، هدیه ای است به «کُل». این واقعیت ارتباط و به هم پیوستگی ماست و معمای طلای استعاری. هر تلاش کوچک، جزئی از یک کُل را تشکیل می دهد.

شاید مفهوم طلا در هنر کینتسوگی، برای شما الهام بخش لحظاتی از زیبایی باشد. وقتی بار دیگر به داستان این کوزه و ترمیم طلاگونه آن فکر کردید، جمله معروف مولانا را به خاطر آورید: “زخم ها حفره هایی هستند که نور از آن ها وارد می شود.”

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!